یادگارهائی از سفر عشق و لحظات عاشقی-۲
نگارش شده در تاريخ : دوشنبه, ۲۹ تیر , ۱۳۸۸ و ساعت : ۲۱:۵۸ | بازديد از اين مطلب:163 views
در قسمت اول خاطرات تا قبل ورود به شهرجده را برایتان نوشتم و اما بعد از آن:
همین که وارد سالن ترانزیت حج تمتع فرودگاه جده شدیم و بعد از آن گمرک و شرطه های عرب را دیدم یک لحظه یاد لبخند زیبائی که مامورین امنیت پرواز و گمرک فرودگاه مهرآباد در هنگام سوار شدن به هواپیما افتادم، آنجا بود که تفاوت ها بیشتر جلوه کرد.
مأمورین سپاه ایران با این که من چیزی در حدود ۲٫۳۰ تاخیر داشتم و آنها حداقل چیزی در حدود ۱٫۳۰ ساعت به دلیل تاخیر بنده منتظر آمدن اینجانب و بستن لیست پرواز بودند و در آنهنگام که قاعدتاً بایستی عصبانی بوده باشند با لبخند مرا جهت سوار شدن به هواپیما راهنمائی می کردند اما ما با مشاهده شرطه های عرب در ابتدا فکر کردیم که آنها با ما مشکل دارند اما پس از مدتی کوتاه فهمیدیم که آنها با خودشان نیز دعوا دارند.
كليك كنيد – ادامه مطلب ..





