سوء تفاهم

سه شنبه, ۲۸ مهر , ۱۳۸۸ ۰:۳۱ | بازديد از اين مطلب:67 views
ارسال شده در قسمت : دل نوشته, سیاست

اول از همه از تمام شما دوستای گلم بابت چند روزی که  بروز رسانی سایت با وقفه مواجه شد عذر خواهی می کنم . راستشو بخواهید چند وقتیه حسابی درگیر طراحی و اجرای یه پروژه شدم به همین علت اصلاً وقت نمی کنم که به سایت سری بزنم.

راستش چند وقتی هست که خسته شدم.

خسته شدم از این همه دروغ !!!

دروغ هائی که اونقدر بزرگه که درک واقعیت از درون اون دروغ برای کسائی که زیاد تو گود نیستن خیلی سخته.

و از همه این دروغ ها بدتر هم ، پذیرش این دورغ ها توسط خیل عظیم قشر دانشجوی ماست.

نمی دونم منظور منو متوجه شدید یا نه؟؟؟؟

آره منظورم همون دروغ ” تقلب در انتخابات ”  هست که توسط کسانی مطرح شد که شاید گفتن این حرف از زبان این افراد خیلی دور از انتظار بود.

من که اصلاً فکرشو نمی کردم

 

نمیدونم چی شد که این آقایون یه دفعه به فکر این افتادن که یه همچین دروغی اون هم به این بزرگی از خودشون بگن؟؟؟  خوب آخه همین آقایون بودن که تا دیروز می گفتن وقتی مشارکت بالای ۸۰ درصد بره دیگه امکان تقلب توش صفر درصد میشه.

ولی یه چیز رو خیلی خوب میدونم  و اون  قصد و نیت این آقایون از بیان یه همچین  دروغی  ( خوب شما هم شاید بدونی قضیه چیه).  خوب اگه جناب موسوی با این همه سابقه در باطن هم معتقد باشه که تقلب شده  اون وقته که دیگه من و شما باید شک کنیم بین این که جناب موسوی همون موسوی نخست وزیره یا اینکه یه شخصه دیگه ای که از از فضا آورده شده و تاکنون هم اصلن در انتخابات شرکت نداشته

دوست عزیز میدونی علت این که یه عده افراد به خودشون این اجازه رو میدن که خیلی راحت بیان و دانشجو و قشر جوان ما رو پله ترقی و دستیابی به هر هدفی که خودشون بخوان برای خودشون می کنن چیه؟؟؟ ( ممنون میشم از نظرات و ایده های شما در بخش نظرات مطلع شم)

خوب طبق معمول من هر موقع به مشکل می خورم علت رو تو عدم اگاهی جستجو می کنم. الان هم همینطوره

خوب می رسیم به اینکه چه کسی توجیه نبوده  و چه کسی هم مقصر این عدم آگاهی بوده

خوب اگه کمی دقت کنیم می بینیم که اکثر مردمی که تو خیابونها ریخته بودن و شعار میدادن یا هم کلاسی من و شما بودن و یا همسایه من و شما

خوب این مردم چی می گفتن؟؟؟؟؟

این مردم بهشون اینطور القاء شده بود که حقتون رو خوردن و باید این حق رو بگیرین

خوب شما یا من باشی چی کار می کنی؟؟؟؟؟

وقتی متوجه شید که حقتون رو خوردن و دارن راست راست میگردن و حال می کن؟؟؟؟

مگه به غیر از این کاری می کنین که مردم تو این چند وقت کردن؟؟؟؟

اشتباه نکن!! من اصلاً قصد ندارم این اعتراضات و اغتشاشات رو تائید کنم. اتفاقاً با کلیت اعتراضات و اغتشاشات که به عنوان تقلب در انتخابات برگزار شده شدیداً مخالفم

اما قصد من از طرح این موضوع اینه که ما چرا همیشه دیگران رو مقصر میدونیم؟؟؟؟؟

خوب اگه مردم ما بدونن که آقایون از بیان دروغ تقلب قصد اصلیشون چیه فکر میکردید باز همچین فضاحتی هم به بار می آمد؟

خوب معلوم شد که ماها کوتاهی کردیم. من و شمائی که میدونستیم که تقلبی در کار نبوده و اینو نتونستیم خوب تو جامعه جا بندازیم. منظورم فقط من و یا شما نیست. بلکه تمام کسائی هست که می تونستن به نوعی موثر باشن مثل صدا و سیما و یا هر رسانه دیگه ای. چرا نباید نسل جوان ما به صدا و سیمای خودش اعتماد داشته باشه و بره  منبع موثقش بشه بنگاه های صهیونیستی مثل بی بی سی و ….

خوب زیاد سرتون درد نمی آرم.

حرف آخر: فکر می کنین وظیفه ما تو شرایط فعلی چیه؟؟؟؟

مگه به غیر از اینه که کمک کنیم که جناب موسوی  از این فضاحتی که بار آورده بیرون بیاد؟( خوب اینو خود جناب موسوی هم میخواد اما نمیدونه چطور باید از این منجلاب و فتنه بیرون بیاد و از این بیشتر خار و ذلیل نشه)

خوب این کمک مگه میتونه به غیر از این باشه که هر کجا هستیم بشینیم با خود طرفدارای جناب موسوی صحبتی داشته باشیم تا توجیه شن؟؟؟( البته کسائی که توجیه نمی شن رو دیگه نمیشه کاری کرد که فکر می کنم آدم نادان خیلی کم داریم و اکثرا هم توجیه خواهن شد)

 خوب وقتی اونها توجیه شن قطعاً جناب موسوی هم از خواب بیرون میاد چرا که به قول مقام معظم رهبری ” جنس موسوی با منافقین فرق میکنه”

بیائید کمک کنیم تا جناب موسوی همون موسوی دهه ۶۰ شه که حاظر بود از تمام متعلقات خودش بخاطر ملت و مردم دست بکشه و نه موسوی ۱۵/۱/۸۸ تا ۲۷/۷/۸۸ که حاظره به خاطر منافع شخصی منافع ملت و نظام رو له کنه

بیائین کمک کنین تا باز موسوی همون موسوی نخست وزیر محبوب جنگ ما شه  و همه بهش افتخار کنیم و نگذاریم تا این سرمایه عظیم انقلاب جای پای منافقین و بنی صدر بگذارد

 

 

يك ديدگاه براي “سوء تفاهم”

  1. امینی گفته است :

    مهر ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۹:۵۰ ق.ظ

    سلام

    مطلب جالبی بود
    من هم خسته شدم از اینکه هروز تو دانشگاه یه جنگ و جدل پیش می آد

    [پاسخ]

پاسخ به نوشته