وبلاگ نویسی در سال ۸۹ و کلی دردسر

نگارش شده در تاریخ:چهارشنبه, ۳ فروردین , ۱۳۹۰ بازدید از این مطلب:128 views

اول از همه بابت تاخیر بسیار طولانی که  در بروز رسانی مطالب سایت رخ داد عذرخواهی می کنم راستش علت اینکه عنوان این پست رو” وبلاگ نویسی در سال ۸۹ و کلی دردسر” انتخاب کردم  همینه که قراره در ادامه مطلب یک توضیح کوچک در مورد اتفاقاتی که در سال ۸۹ باعث شد تا من کمتر سراغ این سایت بیام رو شرح بدم.

سال ۸۹ هم گذشت و تمام شد و سال ۹۰ شروع شد.

سال نو را هم به تمام دوستان تبریک عرض می کنم و برای همه آرزوی کامیابی و موفقیت در سال جدید از خدای سبحان خواستارم.

از آخرین روزهای سال ۸۸ معلوم بود که سال ۸۹ سال پرتلاش و پرتنشی برای من خواهد بود( البته از خوابی که یکی از دوستان  بسیار شفیقم برای من دیده بود و سعی کرد تا کارهای اجرائی رو به ما بسپارد  به این رسیدم )

(ادامه…)

طنز:نکاتی پند آموز برای همه

نگارش شده در تاریخ:یکشنبه, ۵ اردیبهشت , ۱۳۸۹ بازدید از این مطلب:460 views

حسابرسی اداری

Smart boss + smart employee = profit

رییس باهوش + کارمند باهوش = سود

Smart boss + dumb employee = production

رییس باهوش + کارمند خنگ = تولید

Dumb boss + smart employee = promotion

رییس خنگ + کارمند باهوش = ترفیع

Dumb boss + dumb employee = overtime

رییس خنگ + کارمند خنگ = اضافه کاری
(ادامه…)

سفره دل

نگارش شده در تاریخ:جمعه, ۲۸ اسفند , ۱۳۸۸ بازدید از این مطلب:221 views

نوروز، از نفس‏های معتدل بهار می‏تراود و در سفره گلدار هفت سین دمیده می‏شود؛ سفره‏ای که در آن ماهی قرمزی، تکرار تازه زندگی را میان تنگ کوچکی از آب گوشزد می‏کند.
نوروز، هفت سین را از بازار بهار می‏آورد و با سلیقه می‏چیند تا عشق را از پس گونه‏های سرخ «سیب»، هدیه کند، تا شمه‏ای از بهشت را از لابه‏لای گلبرگ‏های «سنبل»، به ارمغان آورد. حالا برکت را در طعم پر از شیرینی و گندم «سمنو» می‏توان چشید.
می‏توان با گیسوان شانه خورده سبزه‏ای جوان که تکه‏ای از طبیعت را به خانه آورده، طراوت را دسته کرد و دانه دانه «سکه‏های نو» را که در کنار سفره برق می‏زنند و بوی عید می‏دهند، در دست‏های کودکانه کاشت تا شوق معصوم کودکی، در باغ چشمشان بشکوفد.
پابه‏پای شگفتی‏هایی که در این دایره از هم پیشی می‏گیرند، آنچه در نگاه نافذ انسان آرمیده است، به بلندای رتبه خویش برمی‏خیزد و کتاب طبیعت را تنها در قاب کوچک پنجره ورق نمی‏زند و هفت سین سفره دل را به سنبل و سیب و سبزه و…

(ادامه…)

بدنبال یک واژه

نگارش شده در تاریخ:پنجشنبه, ۷ آبان , ۱۳۸۸ بازدید از این مطلب:161 views

هنوز هم بدنبال یک واژه ام،

دنبال واژه ای که بتونه بهت بگه دوستت دارم ولی هنوز  پیداش نکرده ام ….

ولی تو به پای هنوز های من صبر نمی کنی…

تو میروی …. میروی……..

و یا شاید هم سالهاست که صبر نکرده ای و رفته ای …..

و من دوستت دارم هنوز

سوء تفاهم

نگارش شده در تاریخ:سه شنبه, ۲۸ مهر , ۱۳۸۸ بازدید از این مطلب:207 views

اول از همه از تمام شما دوستای گلم بابت چند روزی که  بروز رسانی سایت با وقفه مواجه شد عذر خواهی می کنم . راستشو بخواهید چند وقتیه حسابی درگیر طراحی و اجرای یه پروژه شدم به همین علت اصلاً وقت نمی کنم که به سایت سری بزنم.

راستش چند وقتی هست که خسته شدم.

خسته شدم از این همه دروغ !!! (ادامه…)

روی ماه خدا رو ببوس

نگارش شده در تاریخ:یکشنبه, ۱ شهریور , ۱۳۸۸ بازدید از این مطلب:150 views

فرا رسیدن ماه مهمانی خدا رو به همه شما تبریک می گم. امیدوارم که همگی تو این ماه بتونیم به فیض اکمل برسیم و نهایت استفاده رو از این ماه ببریم.

روی ماه خدا رو در هر کجا که هستی عاشقانه ببوس.

منتظر نظرات ارزشمند شما هستم.

بنده حقیر رو هم در هنگام افطار از دعای خودتون بی بهره نگذارید

یادگارهائی از سفر عشق و لحظات عاشقی-۳

نگارش شده در تاریخ:سه شنبه, ۲۰ مرداد , ۱۳۸۸ بازدید از این مطلب:288 views

اول از همه از بابت تأخیری که در بروز رسانی سایت بوجود آمد از تمامی دوستانی که در این چند وقت به سایت مراجعه کردند عذر خواهی می کنم، چرا که در این چند حسابی درگیر دور دوم امتحانات دانشگاهی بودم و حسابی مشغول درس خواندن بودم.

خوب در قسمت اول و دوم خاطرات سفر حج سال گذشته اتفاقات پدیده آمده از قبل از سفر و همچنین شهر مدینه النبی را گفتم و در قسمت آخر هم قصد دارم تا به حوادث بعد از مدینه اشاره کنم:

میقات در لغت به معنای وعده گاه است، ولی در اصطلاح رایج به محلی گفته می‌شود که در آن زائران خانه خدا به قصد انجام حج محرم می‌شوند.

مسجد شجره در حومه مدینه یکی از میقات‌های چندگانه است و زائرانی که به قصد حج عمره مفرده یا تمتع از مدینه بسوی مکه عازمند در این میقات محرم می‌شوند محلی است که پیامبر اسلام در حجه‌الوداع در آن محرم شدند. و همچنین ایرانیان از این مکان  محرم می شوند.

عصرگاه روز موعود در جمع کاروانیان عازم میقات ولوله‌ای است، هرکس مهیای آماده شدن برای احرام بستن است و چون تمام تعلقات مادی باید به کناری گذاشته شود دوتکه حوله یا پارچه سفید پاک در دسترس می‌ماند و مابقی تعلقات به کناری گذاشته می‌شود تا همراه بارهای زائران حمل شوند.

(ادامه…)

یادگارهائی از سفر عشق و لحظات عاشقی-۲

نگارش شده در تاریخ:دوشنبه, ۲۹ تیر , ۱۳۸۸ بازدید از این مطلب:111 views

در قسمت اول خاطرات تا قبل ورود به شهرجده را برایتان نوشتم و اما بعد از آن:

همین که وارد سالن ترانزیت حج تمتع فرودگاه جده شدیم و بعد از آن گمرک و شرطه های عرب را دیدم یک لحظه یاد لبخند زیبائی که مامورین امنیت پرواز و گمرک فرودگاه مهرآباد در هنگام سوار شدن به هواپیما  افتادم، آنجا بود که تفاوت ها بیشتر جلوه کرد.

مأمورین سپاه ایران با این که من چیزی در حدود ۲٫۳۰ تاخیر داشتم و آنها حداقل چیزی در حدود ۱٫۳۰ ساعت به دلیل تاخیر بنده منتظر آمدن اینجانب و بستن لیست پرواز بودند و در آنهنگام که قاعدتاً بایستی عصبانی بوده باشند با لبخند مرا جهت سوار شدن به هواپیما راهنمائی می کردند اما ما با مشاهده شرطه های عرب در ابتدا فکر کردیم که آنها با ما مشکل دارند اما پس از مدتی کوتاه فهمیدیم که آنها با خودشان نیز دعوا دارند.
(ادامه…)

 

صفحه 1 از 3123
Flickr Digg Yahoo! Technorati MySpace Delicious RSS