آخر یه روز شیعه برات حرم می سازه

نگارش شده در تاريخ : پنجشنبه, ۲۹ بهمن , ۱۳۸۸ و ساعت : ۱۶:۲۲ | بازديد از اين مطلب:21 views
ارسال شده در قسمت : دسته‌بندی نشده

سلام بر همه دوستان دوسترم

ببخشید که تو این چند وقت نتونستم سایت رو آپ کنم( البته علت مشغله بسیار زیادی از جمله برگزاری همایش دانشگاههای باز و دو سه تا پروژه بزرگ و امتحانات و … هست)

جاتون خالی تو این تعطیلات قسمت شد رفتیم مشهد مقدس.

چه حال و هوائی داشت.

انگار سرمای شدید و یخبندان و هوای ۱۱ درجه زیر صفر باعث گرمتر شده حس و حال مشهد تو این چند روز شده بود آخه: ” هزار بادیه ســهل اسـت با وجود تو رفتن .”

تو این چند روز اونجا پر بود از دسته های عزاداری . واقعا زیاد بودن . حتی تو کوچه ها هم بودن . جالب اینجا بود که اکثرشون هم از شهرهای دیگه بودن . بیشترشونم هموطنای آذری بودن . خلاصه واقعا باید می دیدین که تو اون هوای وحشتناک سرد چطور دسته های عزاداری از ساعت ۶ صبح ! تا شب به عشق اهل بیت ، عزاداری می کردن .(  در شرایط عادی نمی شد بیشتر از ۳۰ دقیقه سرمای بیرون رو تحمل کرد! )

روضه هایی که خونده می شد هم  خیلی جانسوز بود .  بخصوص اونجائی که خطاب به امام حسن (ع) می گفتند : آخر یه روز شیعه برات حرم می سازه / حرم برا تو شه کرم می سازه . آخر برات یه گنبد طلا می سازیم / شبیه گنبد امام رضا می سازیم….خلاصه بدجوری آتیش گرفتم از غربت امام مجتبی (ع) .

كليك كنيد – ادامه مطلب ..

بدنبال یک واژه

نگارش شده در تاريخ : پنجشنبه, ۷ آبان , ۱۳۸۸ و ساعت : ۲۲:۵۷ | بازديد از اين مطلب:27 views
ارسال شده در قسمت : دل نوشته

هنوز هم بدنبال یک واژه ام،

دنبال واژه ای که بتونه بهت بگه دوستت دارم ولی هنوز  پیداش نکرده ام ….

ولی تو به پای هنوز های من صبر نمی کنی…

تو میروی …. میروی……..

و یا شاید هم سالهاست که صبر نکرده ای و رفته ای …..

و من دوستت دارم هنوز

سوء تفاهم

نگارش شده در تاريخ : سه شنبه, ۲۸ مهر , ۱۳۸۸ و ساعت : ۰:۳۱ | بازديد از اين مطلب:101 views
ارسال شده در قسمت : دل نوشته, سیاست

اول از همه از تمام شما دوستای گلم بابت چند روزی که  بروز رسانی سایت با وقفه مواجه شد عذر خواهی می کنم . راستشو بخواهید چند وقتیه حسابی درگیر طراحی و اجرای یه پروژه شدم به همین علت اصلاً وقت نمی کنم که به سایت سری بزنم.

راستش چند وقتی هست که خسته شدم.

خسته شدم از این همه دروغ !!! كليك كنيد – ادامه مطلب ..

روی ماه خدا رو ببوس

نگارش شده در تاريخ : یکشنبه, ۱ شهریور , ۱۳۸۸ و ساعت : ۱۳:۰۸ | بازديد از اين مطلب:21 views
ارسال شده در قسمت : دل نوشته

فرا رسیدن ماه مهمانی خدا رو به همه شما تبریک می گم. امیدوارم که همگی تو این ماه بتونیم به فیض اکمل برسیم و نهایت استفاده رو از این ماه ببریم.

روی ماه خدا رو در هر کجا که هستی عاشقانه ببوس.

منتظر نظرات ارزشمند شما هستم.

 بنده حقیر رو هم در هنگام افطار از دعای خودتون بی بهره نگذارید

یادگارهائی از سفر عشق و لحظات عاشقی-۳

نگارش شده در تاريخ : سه شنبه, ۲۰ مرداد , ۱۳۸۸ و ساعت : ۲۳:۲۳ | بازديد از اين مطلب:120 views
ارسال شده در قسمت : دسته‌بندی نشده

اول از همه از بابت تأخیری که در بروز رسانی سایت بوجود آمد از تمامی دوستانی که در این چند وقت به سایت مراجعه کردند عذر خواهی می کنم، چرا که در این چند حسابی درگیر دور دوم امتحانات دانشگاهی بودم و حسابی مشغول درس خواندن بودم.

خوب در قسمت اول و دوم خاطرات سفر حج سال گذشته اتفاقات پدیده آمده از قبل از سفر و همچنین شهر مدینه النبی را گفتم و در قسمت آخر هم قصد دارم تا به حوادث بعد از مدینه اشاره کنم:

میقات در لغت به معنای وعده گاه است، ولی در اصطلاح رایج به محلی گفته می‌شود که در آن زائران خانه خدا به قصد انجام حج محرم می‌شوند.

مسجد شجره در حومه مدینه یکی از میقات‌های چندگانه است و زائرانی که به قصد حج عمره مفرده یا تمتع از مدینه بسوی مکه عازمند در این میقات محرم می‌شوند محلی است که پیامبر اسلام در حجه‌الوداع در آن محرم شدند. و همچنین ایرانیان از این مکان  محرم می شوند.

عصرگاه روز موعود در جمع کاروانیان عازم میقات ولوله‌ای است، هرکس مهیای آماده شدن برای احرام بستن است و چون تمام تعلقات مادی باید به کناری گذاشته شود دوتکه حوله یا پارچه سفید پاک در دسترس می‌ماند و مابقی تعلقات به کناری گذاشته می‌شود تا همراه بارهای زائران حمل شوند.

كليك كنيد – ادامه مطلب ..

برکناری مشائی ادامه حرکت در مسیر گفتمان امام و انقلاب

نگارش شده در تاريخ : شنبه, ۳ مرداد , ۱۳۸۸ و ساعت : ۲۲:۰۶ | بازديد از اين مطلب:155 views
ارسال شده در قسمت : دل نوشته, سیاست

شاید من هم  یک نفر از ۲۵ میلیون ایرانی باشم که گفتمان امام و انقلاب را برای ۴ سال انتخاب کردند. شناختن و انتخاب این گفتمان در میان گرد و غبار وحشتناکی که توسط برخی آقایان ایجاد شده بود، آقایانی که امام و انقلاب را شش قفله خودشان می دانستند و  و حاظر نبودن حتی یک نفر خارج از محدوده خودشان وارد محدوده انقلاب و مدیریت اجرائی  آن شوند.

چند روزی است بنده هم همچون  اکثر ۲۵ میلیون ایرانی که این گفتمان را برگزیدند، از یک تصمیم بهت زده شده ایم. یک تصمیم که درست در نقطه مقابل گفتمان انقلاب ایستاده است.( لااقل در ظاهر اینطوره).

در این میان خیلی ها به مخالفت با این تصمیم برخاستند. البته در این میان سکوت معنا دار جبهه اصلاحات در مقابل این تصمیم هم کمی قابل تأمل است.  اما بنده با توجه یه هوش و ذکاوت فوق العاده ای که از دکتر احمدی نژاد سراغ دارم و از نزدیک هم بارها شاهد این بودم بعید می دانم که خواسته نهائی ایشان سپردن عرصه های مهم خدمت به افرادی همچون مشایی باشد.

كليك كنيد – ادامه مطلب ..

یادگارهائی از سفر عشق و لحظات عاشقی-۲

نگارش شده در تاريخ : دوشنبه, ۲۹ تیر , ۱۳۸۸ و ساعت : ۲۱:۵۸ | بازديد از اين مطلب:94 views
ارسال شده در قسمت : دل نوشته

در قسمت اول خاطرات تا قبل ورود به شهرجده را برایتان نوشتم و اما بعد از آن:

همین که وارد سالن ترانزیت حج تمتع فرودگاه جده شدیم و بعد از آن گمرک و شرطه های عرب را دیدم یک لحظه یاد لبخند زیبائی که مامورین امنیت پرواز و گمرک فرودگاه مهرآباد در هنگام سوار شدن به هواپیما  افتادم، آنجا بود که تفاوت ها بیشتر جلوه کرد.

مأمورین سپاه ایران با این که من چیزی در حدود ۲٫۳۰ تاخیر داشتم و آنها حداقل چیزی در حدود ۱٫۳۰ ساعت به دلیل تاخیر بنده منتظر آمدن اینجانب و بستن لیست پرواز بودند و در آنهنگام که قاعدتاً بایستی عصبانی بوده باشند با لبخند مرا جهت سوار شدن به هواپیما راهنمائی می کردند اما ما با مشاهده شرطه های عرب در ابتدا فکر کردیم که آنها با ما مشکل دارند اما پس از مدتی کوتاه فهمیدیم که آنها با خودشان نیز دعوا دارند.
كليك كنيد – ادامه مطلب ..

یادگارهائی از سفر عشق و لحظات عاشقی-۱

نگارش شده در تاريخ : یکشنبه, ۲۸ تیر , ۱۳۸۸ و ساعت : ۵:۱۳ | بازديد از اين مطلب:111 views
ارسال شده در قسمت : دل نوشته

یکی از جذابیت های وبلاگ نویسی استفاده از آن به عنوان دفترچه خاطرات است. برخی اوقات که به وبلاگ بعضی از دوستان سر میزنم مطالبی که بیشتر از همه  نظرم را جلب می کند،  خاطرات  و رویدادها می باشد. و زمانی هم که به وبلاگ قدیمی ام سری میزنم مطالب آرشیوی مربوط به اتفاقات پیش آمده برایم بیشتراز همه برام جالب است.

امروز صبح که برای نماز از خواب بیدار شدم بعد از خواندن نماز یکدفعه یاد سال گذشته افتادم. درست همین موقع ( البته به قمری) و همین ساعت بود که میشه گفت بهترین لحظه عمرم را سپری کردم، لحظه ای که برای اولین بار عشق از نوع سومش  را که  بالاترین درجه عاشقی است را با تمام وجود ناچیزم درک کردم. لحظه ای که برای اولین بار چشمم عظمت خانه خدا را مشاهده کرد. لحظه ای که تا ابد در ذهنم باقی خواهد ماند. از اینرو تصمیم گرفتم تا  امروز خاطرات شیرینی را از این لحظات عاشقی بیان کنم  تا برای همیشه ثبت شود….

كليك كنيد – ادامه مطلب ..